ترجمه "clove" به فارسی

قرنفل, میخک, حبه بهترین ترجمه های "clove" به فارسی هستند.

clove noun verb دستور زبان

A very pungent aromatic spice, the unexpanded flower bud of the clove tree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنفل

    spice

  • میخک

    noun

    and besides, she always kept a clove or something in her mouth.

    عادت داشت که پیوسته دانهای خوشبو شبیه میخک در دهان بگذارد.

  • حبه

    when George pretended to ward Harry off with a large clove of garlic

    وقتی جرج میکوشید هری را با یک حبه سیر از خود دور کند

  • ترجمه های کمتر

    • ميخك
    • پر
    • (گیاه شناسی) درخت میخک (Eugenia aromatica از خانواده ی myrtle - درخت حاره و همیشه بهار و در اصل بومی آسیای شرقی)
    • اوژنيا آروماتيكا
    • اوژنيا كاريوفيلاتا
    • اوژنيا كاريوفيلوس
    • زمان گذشته ی فعل : cleave
    • سیزیژیوم آروماتیکوم
    • شب بو
    • شکوفه ی خشک کرده ی این درخت
    • كاريوفيلوس آروماتيكوس
    • میخک صدپر
    • یک قاچ سیر (و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "clove"

عباراتی شبیه به "clove" با ترجمه به فارسی

  • قرنفلها
  • گره دو خفت (که برای بستن طناب به طناب دیگر یا به تیر به کار می رود) · گره میخکی
  • رجوع شود به carnation
  • ميخك (درخت)
اضافه کردن

ترجمه های "clove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه