ترجمه "coating" به فارسی
پوشش, روکش, اندودسازی بهترین ترجمه های "coating" به فارسی هستند.
coating
noun
verb
دستور زبان
A thin outer layer. [..]
-
پوشش
nouna thin outer layer
The sweet stench of gasoline filled the air, seeming to coat him.
بوی خوش بنزین فضا را پرکرد. انگار آشغالی را پوشش داده بود.
-
روکش
nounI stared at the rows of perfect chocolates, petit fours, coated pretzels, and truffles.
به ردیفهای شکلاتهای بی نقص نگاه کردم، کیکهای انگشتی، بیسکوئیتهای نمکی روکش دار و ترافل ها.
-
اندودسازی
-
ترجمه های کمتر
- روكش
- لعابزني
- جلد
- رویه
- کت
- پارچه ی پالتوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coating" با ترجمه به فارسی
-
آرم · علامت مخصوص موسسه یا خانواده · نشان · نشان خانوادگی · نشان خانوادگی و اشرافی (معمولا متشکل است از سپری که روی آن علایم نجابت خانوادگی ترسیم شده است)
-
روکش
-
بر گستوان · جوشن · زره · کژ آغند · کژین
-
پالتو کلفت پشمی (نقش چهارخانه)
-
(نوعی سگ که موهای سیاه و پرپشت و کوتاه دارد) بازآور موکوتاه
-
(در مورد جانوران) پوشش · (در مورد رنگ و غیره) لایه · (در مورد گیاهان یا سازواره ها و بافت ها) لایه ی برونی · (محلی) دامن زنانه · (مهجور) اونیفورم · kot · اندود · اندودن · جلد · خز · روکش · روکش کردن · رویه · طبقه · فرنج · قالب کردن · لباس حرفه ی بخصوص · نیم تنه (jacket هم می گویند) · ورقه · پالتو · پالتو (overcoat هم می گویند) · پشم · پوست · پوشاندن · کت
-
پالتو کوتاه (که معمولا تا وسط ران است)
-
رنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن