ترجمه "coffeepot" به فارسی

قهوه جوش, قهوه ساز, قوری قهوه بهترین ترجمه های "coffeepot" به فارسی هستند.

coffeepot noun دستور زبان

Alternative spelling of coffee pot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهوه جوش

    and pushed it and the coffeepot across the counter to me.

    و آن را به همراه قهوه جوش در عرض پیشخوان به طرف من هل داد.

  • قهوه ساز

  • قوری قهوه

    she came to the rescue, armed with a coffeepot.

    با یک قوری قهوه توی اتاق آمد تا به ماجرا خاتمه داده باشد.

  • کتری قهوه

    So Jo, feeling that her late lessons in cookery were to do her honor, went to preside over the coffeepot

    بنابراین جو درحالیکه احساس میکرد دروس آشپزی اخیرش بالاخره به دردش خورده و به حیثیت و اعتبارش افزوده است، سر وقت کتری قهوه رفت .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coffeepot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "coffeepot"

اضافه کردن

ترجمه های "coffeepot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه