ترجمه "coffer" به فارسی
صندوق, بودجه, بستاب بهترین ترجمه های "coffer" به فارسی هستند.
coffer
verb
noun
دستور زبان
A strongbox: a strong chest or box used for keeping money or valuables safe. [..]
-
صندوق
nounIn the same coffer he had placed his other treasures, the Bishop's candlesticks.
در همین صندوق گنج دیگرش را نیز گذاشته بود و آن شمعدانهای اسقف بود.
-
بودجه
nounbut to make arrest counts, to line city coffers.
بلکه برای تعداد دستگیر شدگان، برای پیشنهاد بودجه شهرها.
-
بستاب
-
ترجمه های کمتر
- محفظه
- حفره
- اعتبار
- (جمع) خزانه
- (در کانال ها) آب پله
- (معماری) فرورفتگی صندوق مانند طاق یا درون گنبد
- جای خالی
- در صندوق قرار دادن
- رجوع شود به cofferdam
- صندوق (پول یا جواهر یا اسناد بهادار و غیره)
- صندوق نسوز
- صندوقه دار کردن
- صندوقچه ی آهنین
- كشاله ران
- نقطه ابهام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coffer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coffer"
عباراتی شبیه به "coffer" با ترجمه به فارسی
-
كشاله ران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن