ترجمه "coffin" به فارسی
تابوت, آب جو, سم بهترین ترجمه های "coffin" به فارسی هستند.
coffin
verb
noun
دستور زبان
An oblong closed box in which a dead person is buried. [..]
-
تابوت
nounoblong closed box for the dead [..]
He'd have needed a bath right enough, but not a coffin.
به يه حمام نياز پيدا ميکرد اما نه يه تابوت.
-
آب جو
-
سم
noun
-
ترجمه های کمتر
- بخش شاخی سم اسب
- جعبه کوچک
- در تابوت قرار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coffin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coffin"
عباراتی شبیه به "coffin" با ترجمه به فارسی
-
(در زمین فوتبال امریکایی) هر یک از چهار گوشه ی زمین (خط کرنر)
-
استخوان سم (استخوان پای اسب که در درون سم قرار دارد)
-
(خودمانی) سیگار · سیگار · سیگارت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن