ترجمه "collage" به فارسی
کلاژ, کولاژ, تکهچسبانی بهترین ترجمه های "collage" به فارسی هستند.
collage
verb
noun
دستور زبان
A picture made by sticking other pictures onto a surface. [..]
-
کلاژ
picture made by sticking other pictures onto a surface
So the only way I could actually create a panoramic was to shoot a collage
بنابراین تنها راهی که برای خلق یک سراسرنما داشتم تهیه یک کلاژ
-
کولاژ
" He gave me a collage today. "
" امروز بهم یه تابلوی خاص ( کولاژ ) داد. " ( تابلویی متشکل از هنر اختلاط رنگها )
-
تکهچسبانی
-
ترجمه های کمتر
- تکه چسبانی
- تکه چسبانی کردن
- تکه کاری
- هر مجموعه از چیزهایی که ظاهرا به هم ربطی ندارد
- کولاژ درست کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Collage
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Collage" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Collage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "collage"
عباراتی شبیه به "collage" با ترجمه به فارسی
-
چسبانهکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن