ترجمه "collapse" به فارسی
رمبیدن, فرو ربختن, سقوط بهترین ترجمه های "collapse" به فارسی هستند.
collapse
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To fall down suddenly; to cave in [..]
-
رمبیدن
Verbto fall down suddenly; to cave in
-
فرو ربختن
to fall down suddenly; to cave in
-
سقوط
nounLehman Brothers goes down, the whole lot collapses.
شرکت مالی لمن برادرز ورشکسته می شود، کل بازار مالی سقوط می کند.
-
ترجمه های کمتر
- فروخوابیدگی
- افتادن، فرو ربختن
- فروپاشی
- فروپاشي
- به زوال رفتن
- ریزش
- فروريختن
- فروریزی
- تنبیدن
- رمباندن
- کلاپس
- اضمحلال
- تلاشی
- (از نظر ارزش یا نیرو) افت کردن
- (به طور شدید و ناگهانی) پایین رفتن
- از حال رفتن
- تا شدن یا کردن
- جمع شدن
- در هم شکسته شدن
- در هم پاشی
- درهم پاشیدن
- سقوط کردن
- غش و ضعف
- غش کردن
- فرو افتادن
- فرو ریختن
- فرو پاشیدن
- نقش برزمین شدن
- کوتاه شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collapse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Collapse
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Collapse" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Collapse در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "collapse" با ترجمه به فارسی
-
رمبش گرانشی
-
فروریختنی · قابل خراب کردن
-
توجه · خیمه · چادر
-
خودآگاهی باعث فروریزش تابع موج
-
مرگ کلنی زنبور عسل
-
فروریختنی · قابل خراب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن