ترجمه "collimate" به فارسی
(اشعه ی نور و غیره را) هم راستا کردن, (تلسکوپ و غیره) میزان کردن, (فیزیک و نورشناسی) بهترین ترجمه های "collimate" به فارسی هستند.
collimate
verb
دستور زبان
To focus into a narrow beam or column. [..]
-
(اشعه ی نور و غیره را) هم راستا کردن
-
(تلسکوپ و غیره) میزان کردن
-
(فیزیک و نورشناسی)
-
ترجمه های کمتر
- موازی قرار دادن
- موازی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collimate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collimate" با ترجمه به فارسی
-
(تلسکوپ و ابزار نقشه برداری و غیره) هدف یاب · (دستگاه) هم راستاگر (که اشعه ی نور و غیره را موازی می کند) · اختریاب · موازی ساز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن