ترجمه "collimator" به فارسی

اختریاب, (تلسکوپ و ابزار نقشه برداری و غیره) هدف یاب, (دستگاه) هم راستاگر (که اشعه ی نور و غیره را موازی می کند) بهترین ترجمه های "collimator" به فارسی هستند.

collimator noun دستور زبان

(physics) An optical device that generates a parallel beam of light. Often used to compensate for laser beam divergence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختریاب

  • (تلسکوپ و ابزار نقشه برداری و غیره) هدف یاب

  • (دستگاه) هم راستاگر (که اشعه ی نور و غیره را موازی می کند)

  • موازی ساز

    device which narrows a beam of particles or waves

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collimator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "collimator" با ترجمه به فارسی

  • (اشعه ی نور و غیره را) هم راستا کردن · (تلسکوپ و غیره) میزان کردن · (فیزیک و نورشناسی) · موازی قرار دادن · موازی کردن
  • (اشعه ی نور و غیره را) هم راستا کردن · (تلسکوپ و غیره) میزان کردن · (فیزیک و نورشناسی) · موازی قرار دادن · موازی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "collimator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه