ترجمه "colours" به فارسی
بیرق, پرچم, رایت بهترین ترجمه های "colours" به فارسی هستند.
colours
verb
noun
Plural form of colour. [..]
-
بیرق
nounSo cried Ahab, once more hailing a ship showing English colours, bearing down under the stern.
بدین گونه اهب، به دیدن یک کشتی که بیرق انگلیسی افراشته از سمت چپ میگذشت، نعره کشید.
-
پرچم
nounflew British colours on the log house in Treasure Island.
پرچم انگلستان را برفراز خانهی چوبی جزیرهی گنج برافراشتند.
-
رایت
-
علم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colours " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colours" با ترجمه به فارسی
-
ابلق · رنگارنگ · قلمکار
-
بینایی · درك رنگ · ديدن
-
هلویی
-
رنگ آمیزی
-
حالت رنگ پذیری · رنگ آمیزی · رنگ امیزی · فن رنگرزی
-
رنگینسازهای غذایی
-
تله چسبناك رنگي · تلههای چسبنده
-
باده · شراب · می
اضافه کردن مثال
اضافه کردن