ترجمه "colouring" به فارسی
رنگ آمیزی, رنگ امیزی, رنگ زنی بهترین ترجمه های "colouring" به فارسی هستند.
colouring
noun
verb
دستور زبان
(UK, Canada) Alternative spelling of coloring. [..]
-
رنگ آمیزی
nounwhereof I was fully convinced, when he showed me a vast number of flies most beautifully coloured
هنگامی که عده بی شماری مگس به من نشان داد من قانع شدم زیرا اینها را به طرزی بسیار زیبا رنگ آمیزی کرده بود
-
رنگ امیزی
-
رنگ زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colouring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colouring" با ترجمه به فارسی
-
ابلق · رنگارنگ · قلمکار
-
بینایی · درك رنگ · ديدن
-
هلویی
-
بیرق · رایت · علم · پرچم
-
رنگ آمیزی
-
حالت رنگ پذیری · رنگ آمیزی · رنگ امیزی · فن رنگرزی
-
رنگینسازهای غذایی
-
تله چسبناك رنگي · تلههای چسبنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن