ترجمه "coloured" به فارسی

رنگین, رنگی, رنگارنگ بهترین ترجمه های "coloured" به فارسی هستند.

coloured adjective noun verb دستور زبان

Having a particular colour or kind of colour [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگین

    adjective

    Well that Ahab's quadrant was furnished with coloured glasses, through which to take sight of that solar fire.

    خوب بود که اسطرلاب اهب شیشههای رنگین داشت واهب از میان آنها به آتش خورشید مینگریست.

  • رنگی

    adjective

    When you wear camo shorts, what colour t-shirt goes with that?

    تی شرت چه رنگی با شلوارک طرح نظامی میاد؟

  • رنگارنگ

    adjective

    He painted in glowing colours the side of Paris which he despised.

    جنبههای زشت پاریس را که خود از آن متنفر بود به زیبایی و رنگارنگ به تصویر کشید.

  • ترجمه های کمتر

    • الوان
    • رنگ کرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coloured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coloured" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coloured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه