ترجمه "combinative" به فارسی

ترکیبی, همامیزشی, هماوند بهترین ترجمه های "combinative" به فارسی هستند.

combinative adjective دستور زبان

Of, pertaining to, or resulting from combination. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترکیبی

    adjective

    There's a combination lock, with numbers, and I can't see them.

    یه قفل ترکیبی هست ، با اعداد و من نمی تونم ببینمشون.

  • همامیزشی

  • هماوند

  • ترجمه های کمتر

    • همبسته
    • همبستی
    • ترکیب پذیر
    • همبست پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " combinative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "combinative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "combinative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه