ترجمه "comeliness" به فارسی
حسن, خوبرویی, خوش منظری بهترین ترجمه های "comeliness" به فارسی هستند.
comeliness
noun
دستور زبان
beauty, attractiveness [..]
-
حسن
nounin order that I may see if the comeliness of your countenance corresponds with that of your equipment.
تا ببینم آیا حسن صورت شما تناسبی با ظاهر آراسته و باشکوهتان دارد یا خیر.
-
خوبرویی
-
خوش منظری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comeliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comeliness" با ترجمه به فارسی
-
قشنگتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن