ترجمه "comet" به فارسی
دنبالهدار, ستاره دنبالهدار, ذوذنب بهترین ترجمه های "comet" به فارسی هستند.
(astronomy) A celestial body consisting mainly of ice, dust and gas in an (usually very eccentric) orbit around the Sun and having a "tail" of matter blown back from it by the solar wind as it approaches the Sun. [..]
-
دنبالهدار
a celestial body, generally with a tail [..]
The lander is then pushed out and moves towards the comet.
سپس کاوشگرفیله پرتاب شد و به طرف دنبالهدار حرکت کرد.
-
ستاره دنبالهدار
Along with that, what we now know as planets, comets and asteroids formed.
همراه با این، آنچه که ما به نام سیاره، ستاره دنبالهدار و سیارک ها می نامیم شکل گرفتند.
-
ذوذنب
They have observed ninety three different comets
آنان نود و سه ذوذنب مختلف رصد کردهاند
-
ترجمه های کمتر
- استاره
- (نجوم) ستاره ی دنباله دار
- ستاره دنباله دار
- شهاب سنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A reindeer of Santa Claus. [..]
"Comet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Comet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "comet"
عباراتی شبیه به "comet" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) ستاره ی دنباله دار هالی
-
فهرست دنبالهدارهای دورهای
-
وابسته بستاره دنباله دار
-
دنبالهدار مسیر خورشیدی
-
دم
-
ستارۀ دنبالهدار سرخ