ترجمه "comer" به فارسی

وارد, آینده, ورود بهترین ترجمه های "comer" به فارسی هستند.

comer noun دستور زبان

one in a race who is catching up to others and shows promise of winning [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارد

    noun

    Some parleying was audible in the hall, and soon the new comer entered.

    در سرسرا گفتوگویی شنیده شد، و کمی بعد تازه وارد پا به درون تالار نهاد.

  • آینده

    adjective noun
  • ورود

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اینده
    • (عامیانه) نوید آمیز
    • امید بخش
    • دارای آینده ی درخشان
    • کسی که می آید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Comer proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Comer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Comer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "comer" با ترجمه به فارسی

  • کارمندان تازه استخدام
اضافه کردن

ترجمه های "comer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه