ترجمه "comfortable" به فارسی

راحت, آسوده, مرفه بهترین ترجمه های "comfortable" به فارسی هستند.

comfortable adjective noun دستور زبان

(obsolete) Comforting, providing comfort; consolatory. [14th-19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راحت

    adjective

    providing physical comfort and ease [..]

    I'm going to change into more comfortable clothes.

    من برم یک لباس راحت تر بپوشم.

  • آسوده

    It would be a great comfort to express the immensity of his contempt.

    عقده دل بیرون ریختن انسان را کلّی آسوده حال میکند.

  • مرفه

  • ترجمه های کمتر

    • راضی
    • کافی
    • آسودبخش
    • مهنا
    • مکفی
    • رضایتبخش
    • آرامبخش
    • بی دردسر
    • در آسایش
    • در راحتی
    • روپوش تختخواب
    • روکش بستر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comfortable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "comfortable" با ترجمه به فارسی

  • راحتی کاربر
  • اسایش · اسودگی · راحت
  • دایره آسایش
  • نامه تائیدیه
  • (جمع) تسهیلات · (حقوق) معاونت کردن · (مایه ی) تسلی · آرام بخشیدن · آرامبخشی · آرامش دادن · آسایش · بالاپوش · تحار · تسلی · تسلی دادن · تسلیت · تسلیت گفتن · تسکین · تسکین دادن · دلجویی کردن · دلخوشی · دلداری · دلداری دادن · راحت · راحت کردن · راحتی · راحتی دادن به · رفاه · روپوش تختخواب · روکش بستر · معاونت (امروزه فقط به این صورت به کار می رود: کمک و معاونت and comfortaid) · وسیله ی راحتی · کمک کردن · یاری کردن · یاوری
  • نیازمندی های زندگی · وسایل آسایش (مانند خوراک و پوشاک و مسکن)
  • زنان آسایشگر
  • تسلی دهنده ی ایوب (کسی که تسلی او رنج آدم را بیشتر می کند)
اضافه کردن

ترجمه های "comfortable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه