ترجمه "commando" به فارسی
کماندو, تکاور, کاماندو بهترین ترجمه های "commando" به فارسی هستند.
A small fighting force specially trained for making quick destructive raids against enemy-held areas [..]
-
کماندو
small fighting force [..]
Knives, blunts, commandos, switchblades, butterflies.
چاقو ، قمه ، کماندو ، چاقو ضامن دار ، پروانه
-
تکاور
nounThese don't have any mesh, so you're going commando.
، اينا بافته شده نيستن پس تو مثل يه تکاور لباس ميپوشي
-
کاماندو
How a common man is turned into a commando?
چطوري يه مَرد عادي به يه کاماندو تبديل ميشه ؟
-
ترجمه های کمتر
- (در اصل) یگان نیروهای بوئر در افریقای جنوبی
- عملیات یا تک این نیروها
- فرد نیروهای مخصوص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commando " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Commando (film)
"Commando" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Commando در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.