ترجمه "commandery" به فارسی
مقر, شاخه, (در برخی انجمن های اخوت و خیریه) شعبه بهترین ترجمه های "commandery" به فارسی هستند.
commandery
noun
دستور زبان
(US) Obsolete spelling of commandry. [..]
-
مقر
-
شاخه
noun -
(در برخی انجمن های اخوت و خیریه) شعبه
-
ترجمه های کمتر
- محل فرماندهی
- مقام فرماندهی
- ملکی که توسط فرمانده یا ارشد دلاوران قرون وسطی اداره می شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commandery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن