ترجمه "commonplace" به فارسی
مبتذل, عادی, معمولی بهترین ترجمه های "commonplace" به فارسی هستند.
commonplace
adjective
verb
noun
دستور زبان
ordinary; having no remarkable features [..]
-
مبتذل
adjectiveHe had a genuine enthusiasm for the commonplace.
شور و شوق اصیلی نسبت به چیزهای مبتذل داشت.
-
عادی
adjectiveThings like that which gave 'rsula such consternation, were commonplace in those days.
این قبیل رویدادهای عجیب و غریب که موجب حیرت اورسولا در آن روزها میگردید، یک امر عادی بود.
-
معمولی
adjectiveOf things beside which the present case grows pale, and seems almost commonplace.
آه! خبر حوادث وحشت انگیزی که حتی حادثه تقریبا معمولی حاضر در مقابل آنها بسی ناچیز است.
-
ترجمه های کمتر
- ابتذال
- بیاتی
- كليشه
- (در اصل) قطعه ای که در دفترچه ی کلمات قصار (commonplace book) ذکر شده است
- بسیار یاب
- حرف تکراری
- پر واضح
- پیش پا افتاده
- پیش پا افتادگی
- چیز واضح (که گفتنش بی جا است)
- کلمه مبتذل
- کهنه مبتذل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commonplace " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commonplace" با ترجمه به فارسی
-
کتابچه ی حاوی کلمات قصار و شعر و غیره که برای استفاده ی شخصی از مراجع گوناگون نقل می شود
-
ابتذال · پیش پاافتادگی · کهنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن