ترجمه "commonly" به فارسی

معمولا, عموما, به طور عادی یا همیشگی بهترین ترجمه های "commonly" به فارسی هستند.

commonly adverb دستور زبان

as a rule; frequently; usually [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معمولا

    adverb

    It is a training centre for what are commonly referred to as spies.

    این یک مرکز آموزشی برای چه است معمولا به عنوان جاسوس نامیده می شود.

  • عموما

    very mild, commonly used in situations like yours

    خيلي ملايمه ، عموما در مواردي مشابه تو استفاده ميشه

  • به طور عادی یا همیشگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commonly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "commonly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه