ترجمه "commoner" به فارسی

عامی, (انگلیس - در برخی دانشگاه ها) دانشجوی فاقد کمک هزینه ی تحصیلی که باید هزینه ی خوراک را (که به آن commons می گویند)بپردازد, آدم عادی (که از اشراف نیست) بهترین ترجمه های "commoner" به فارسی هستند.

commoner adjective noun دستور زبان

comparative form of common: more common [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامی

    A common wife would prevent him from getting a decent practice.

    یک همسر عامی و از طبقه پست او را از تعالی و ترقی بازمیداشت.

  • (انگلیس - در برخی دانشگاه ها) دانشجوی فاقد کمک هزینه ی تحصیلی که باید هزینه ی خوراک را (که به آن commons می گویند)بپردازد

  • آدم عادی (که از اشراف نیست)

  • ترجمه های کمتر

    • آدم معمولی
    • جزو عوام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commoner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commoner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "commoner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه