ترجمه "commonality" به فارسی
تشابه, همانندی, (صفات یا قیافه ی) مشترک بهترین ترجمه های "commonality" به فارسی هستند.
commonality
noun
دستور زبان
The common people; the commonalty [..]
-
تشابه
Although from different backgrounds, these five individuals had something in common.
اگرچه این پنج نفر دارای گذشتهای کاملاً متفاوت بودند ولی در یک مورد با یکدیگر وجه تشابه داشتند.
-
همانندی
but a religion having nothing in common with that one which Kitty had known from childhood,
اما مذهبی که با آن چه کیتی از کودکی شناخته بود، هیچ همانندی نداشت؛
-
(صفات یا قیافه ی) مشترک
-
رجوع شود به commonalty
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commonality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commonality" با ترجمه به فارسی
-
پامچال شب
-
زرشک معمولی
-
بوتونکوایل کوچک
-
مرواریدماهی
-
ستاره مرداب · کالونا ولگاریس
-
شاهتره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن