ترجمه "compart" به فارسی

(با تیغه یا دیوار کشیدن) اتاقکدار کردن, (به قطعات کوچکتر) تقسیم کردن, افراز کردن بهترین ترجمه های "compart" به فارسی هستند.

compart verb دستور زبان

(obsolete) To divide and share with others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با تیغه یا دیوار کشیدن) اتاقکدار کردن

  • (به قطعات کوچکتر) تقسیم کردن

  • افراز کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بخش کردن
    • جدا جدا کردن
    • مجزا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compart " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compart" با ترجمه به فارسی

  • واگن رستوران
  • گیوتین
  • (اتومبیل) جعبه ی داشبورد (داشبرد) · جعبه داشبورد
  • ( در فضایی که با دیوار به چند بخش کوچکتر تقسیم شده) اتاقک · (در قطار) کوپه · بخش · جا · رجوع شود به compartmentalize · رده · طبقه بندی · قسمت · قطعه · محفظه · مقوله · کوپه
  • بخش مسافران
  • سندرم کمپارتمان
اضافه کردن

ترجمه های "compart" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه