ترجمه "compartment" به فارسی
کوپه, قسمت, بخش بهترین ترجمه های "compartment" به فارسی هستند.
compartment
noun
دستور زبان
A room, or section, or chamber [..]
-
کوپه
nounchamber
The twins slid the compartment door shut behind them.
دوقلوها از کوپه خارج شدند و در را پشت سرشان بستند.
-
قسمت
nounThey were free, in a man's world, inthe smoking compartment of the Pullman.
در عالم مردان، در قسمت مخصوص سیگاریهای واگون پول من، آزاد بودند.
-
بخش
verb nounSo there are two compartments here, one with air and then one with helium.
پس در اینجا دو بخش وجود دارد، یکی با هوا و یکی با هلیوم.
-
ترجمه های کمتر
- جا
- محفظه
- قطعه
- مقوله
- رده
- ( در فضایی که با دیوار به چند بخش کوچکتر تقسیم شده) اتاقک
- (در قطار) کوپه
- رجوع شود به compartmentalize
- طبقه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compartment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "compartment"
عباراتی شبیه به "compartment" با ترجمه به فارسی
-
واگن رستوران
-
(با تیغه یا دیوار کشیدن) اتاقکدار کردن · (به قطعات کوچکتر) تقسیم کردن · افراز کردن · بخش کردن · جدا جدا کردن · مجزا کردن
-
گیوتین
-
(اتومبیل) جعبه ی داشبورد (داشبرد) · جعبه داشبورد
-
بخش مسافران
-
سندرم کمپارتمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن