ترجمه "compendium" به فارسی
خلاصه, اجمال, مختصر بهترین ترجمه های "compendium" به فارسی هستند.
compendium
noun
دستور زبان
A short, complete summary; an abstract. [..]
-
خلاصه
nounIt's a compendium of hidden wisdom that men have died to protect.
اين يه خلاصه از علم مخفيه اين آدما براي حفاظت از اون مردن
-
اجمال
noun -
مختصر
nounas if it were not a religion but a compendium of funeral conventions.
خیال میکرد که مذهب برای زندهها نیست، بلکه بیشتر یک عهدنامهی مختصر و مفید برای تدفین است و بس.
-
ترجمه های کمتر
- مجمل
- (کتاب و رساله و غیره) فشرده (کتاب حاوی اطلاعات بسیار که به اختصار و وضوح بیان شده)
- کتاب مختصر وپرمغز
- کتاب ملخص و مجمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compendium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن