ترجمه "compensate" به فارسی

تاوان دادن, جبران کردن, غرامت دادن بهترین ترجمه های "compensate" به فارسی هستند.

compensate verb دستور زبان

To pay someone in exchange for work done or some other consideration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاوان دادن

    verb

    " Compensating for something? "

    " تاوان دادن برا چيزي ؟ "

  • جبران کردن

    Verb

    Why should I let them reap the fruits of our labor without compensating us for it, Gustavo?

    چرا بايد بذارم اونا بدون جبران کردن ميوه هايي رو

  • غرامت دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (روان شناسی) کمبود پوشی کردن (جبران کردن کمبود واقعی یا خیالی از راه تقویت یا بزرگسازی توانایی دیگر)
    • (مکانیک) موازنه کردن
    • (وزن و قدرت و غیره) خنثی کردن
    • تعدیل کردن
    • جبران كردن
    • خسارت دادن
    • صدمه زدن به
    • غرامت پرداختن
    • لطمه زدن به
    • متعادل کردن
    • پارسنگ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compensate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compensate" با ترجمه به فارسی

  • مخارج جبران کننده
  • اجرت؛ پاداش
  • (روان شناسی) کمبود پوشی (رجوع شود به compensate) · (زیست شناسی) کمبود پوشی (جبران عیب بخشی از سازواره از راه تقویت بخش دیگر) · ghramt · jbran · tavan · اجرت · تاوان · تعویض · جبران · جبران خسارت · خسارت · رفع خسارت · عوض · غرامت · غرامت- پاداش- جبران- موازنه- حقوق و مزایا · مزد · همبستگی · پاداش · پرداخت (در مقابل کار)
  • تاوانی · جبران کننده · پاداش دهنده
  • نارگراک تمارغ
  • صندوق غرامت – وجوه جبرانی
  • (امریکا) بیمه ی بیماری و از کارافتادگی کارگران ( که هزینه ی آن توسط کارفرما پرداخت می شود)
  • اشتباهات خنثی کننده
اضافه کردن

ترجمه های "compensate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه