ترجمه "compile" به فارسی

انباشتن, کامپایل, گرداوردن بهترین ترجمه های "compile" به فارسی هستند.

compile verb noun دستور زبان

(transitive) To put together; to assemble; to make by gathering things from various sources. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انباشتن

    verb

    To get or gather together.

  • کامپایل

    To translate all the source code of a program from a high-level language into object code prior to execution of the program.

  • گرداوردن

  • ترجمه های کمتر

    • (آمار و اطلاعات و غیره) تنظیم کردن
    • (از سرچشمه های مختلف) گردآوری کردن
    • (کامپیوتر) همگردانی کردن
    • تالیف کردن
    • تدوین کردن
    • ترجمه کردن
    • تهیه کردن
    • جمع آوری کردن
    • همگردان کردن
    • کمپایل کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compile" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "compile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه