ترجمه "compiling" به فارسی
تالیف, تلفیق بهترین ترجمه های "compiling" به فارسی هستند.
compiling
verb
noun
Present participle of compile. [..]
-
تالیف
nounThey have compiled more information about World of Warcraft on the Internet
اونها اطلاعات بیشتری درباره World of Warcraft در اینترنت تالیف کردند
-
تلفیق
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compiling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compiling" با ترجمه به فارسی
-
استاندارد مسئولیت حسابرس
-
(آمار و اطلاعات و غیره) تنظیم کردن · (از سرچشمه های مختلف) گردآوری کردن · (کامپیوتر) همگردانی کردن · انباشتن · تالیف کردن · تدوین کردن · ترجمه کردن · تهیه کردن · جمع آوری کردن · همگردان کردن · کامپایل · کمپایل کردن · گرداوردن
-
آلبوم گردآوریشده
-
زبان ترجمهشده
-
اكتساب دادهها · ترجمه دادهها · جمعآوري دادهها · گردآوری دادهها
-
تکمیل شده · کامل شده
-
(کامپیوتر) همگردان · تنظیم کننده · مترجم · مدون · مولف · گردآور · گردآورنده
-
ترجمه کردن کدها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن