ترجمه "compiled" به فارسی
تکمیل شده, کامل شده بهترین ترجمه های "compiled" به فارسی هستند.
compiled
verb
Simple past tense and past participle of compile . [..]
-
تکمیل شده
-
کامل شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compiled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compiled" با ترجمه به فارسی
-
استاندارد مسئولیت حسابرس
-
تالیف · تلفیق
-
(آمار و اطلاعات و غیره) تنظیم کردن · (از سرچشمه های مختلف) گردآوری کردن · (کامپیوتر) همگردانی کردن · انباشتن · تالیف کردن · تدوین کردن · ترجمه کردن · تهیه کردن · جمع آوری کردن · همگردان کردن · کامپایل · کمپایل کردن · گرداوردن
-
آلبوم گردآوریشده
-
زبان ترجمهشده
-
اكتساب دادهها · ترجمه دادهها · جمعآوري دادهها · گردآوری دادهها
-
(کامپیوتر) همگردان · تنظیم کننده · مترجم · مدون · مولف · گردآور · گردآورنده
-
ترجمه کردن کدها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن