ترجمه "complacent" به فارسی

خودپسند, ازخودراضی, (تداعی منفی) از خود راضی بهترین ترجمه های "complacent" به فارسی هستند.

complacent adjective دستور زبان

Uncritically satisfied with oneself or one's achievements; smug. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودپسند

  • ازخودراضی

    Contented to a fault with oneself or one's actions.

    and that there was a constant complacency in her air and manner not often united with great sensibility.

    و همیشه نوعی آسودهخیالی و حالت ازخودراضی در رفتارش بودهکه زباد هم با احساساتش جور درنمیآمده است.

  • (تداعی منفی) از خود راضی

  • ترجمه های کمتر

    • خود خشنود
    • خود خوشنود
    • خود رضامند
    • رجوع شود به complaisant
    • عشرت طلب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " complacent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "complacent" با ترجمه به فارسی

  • از خود راضی · خود خوشنود · عشرت طلب
  • غفلت و سهل انگاری
  • خوشنودی ازخود · خوشی · رضایت
  • (اغلب با تداعی منفی) رضایت · از خود راضی گری · بی خیالی (complacence هم می گویند) · خود خشنودی · خود رضامندی · خودرضامندی
اضافه کردن

ترجمه های "complacent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه