ترجمه "complaint" به فارسی

شکوه, شکایت, گله بهترین ترجمه های "complaint" به فارسی هستند.

complaint noun دستور زبان

(law) In a civil action, the first pleading of the plaintiff setting out the facts on which the claim is based;The purpose is to give notice to the adversary of the nature and basis of the claim asserted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکوه

    noun

    Your people all look like they've got the nervous complaint, Dorgan.

    مردم شما انگارهمه شون شکوه عصبی دارند درس ته دورگان؟

  • شکایت

    noun

    I intend to file a formal complaint.

    قصد کردم رسما شکایت کنم.

  • گله

    noun

    he had received a complaint against Jos' Arcadio.

    برای گله گذاری از دست پدرش خوزه آرکادیوی دوم به آنجا آمده است،

  • ترجمه های کمتر

    • ناله
    • بیماری
    • مرض
    • گلایه
    • غرولند
    • درد
    • ایراد
    • نالش
    • چغلی
    • عرضحال
    • (حقوق) دادخواهی
    • آه و ناله
    • بیماری مزمن
    • شکایت رسمی
    • ناراحتی (جسمانی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " complaint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Complaint
+ اضافه کردن

"Complaint" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Complaint در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "complaint" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "complaint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه