ترجمه "complaisance" به فارسی
ادب, خوشخویی, اغماض بهترین ترجمه های "complaisance" به فارسی هستند.
complaisance
noun
دستور زبان
The quality of being complaisant, amiable or agreeable [..]
-
ادب
noun -
خوشخویی
noun -
اغماض
-
ترجمه های کمتر
- سربراهی
- اجابت
- احترام
- قبول
- گذشت
- حرف شنوی
- عمل اغماض گرانه
- مهربانی و توافق
- کار حاکی از توافق و مهربانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " complaisance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "complaisance" با ترجمه به فارسی
-
آسانگیر · اجباری · اغماضگر · الزامی · باگذشت · حاضر خدمات · حرف شنو · خشنودساز · خوشخو · سر به راه · مهربان · مهربان و موافق
-
آسانگیر · اجباری · اغماضگر · الزامی · باگذشت · حاضر خدمات · حرف شنو · خشنودساز · خوشخو · سر به راه · مهربان · مهربان و موافق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن