ترجمه "completed" به فارسی
ترجمه کد اصلی برنامه, تمام شده, کامل شده بهترین ترجمه های "completed" به فارسی هستند.
completed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of complete . [..]
-
ترجمه کد اصلی برنامه
-
تمام شده
The alchemist began to draw in the sand, and completed his drawing in less than five minutes.
کیمیاگر شروع به کشیدن خطوطی بر روی شن کرد. در عوض کمتر از پنج دقیقه کارش تمام شد.
-
کامل شده
Lesson one, to go to bed when they're told, is complete.
درس اول ، وقتي بهشون ميگيد برن به رختخواب ، کامل شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " completed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "completed" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
مبنای فروش تکمیل شده
-
هزینه های کاملا تخصیص یافته
-
قطعات منفصله- اجزای کاملا جدا شده
-
معامله کامل
-
بودجه در پایان کار · بودجه ی اتمام
-
روش کار تکمیل شده
-
کار انجام شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن