ترجمه "compliant" به فارسی
فرمانبردار, پذیرا, مطیع بهترین ترجمه های "compliant" به فارسی هستند.
compliant
adjective
دستور زبان
Willing to comply; yielding; bending; pliant; submissive; willing to do what someone wants. [..]
-
فرمانبردار
The next step is to make compliant toes,
مرحله ی بعد درست کردن انگشتان فرمانبردار است،
-
پذیرا
-
مطیع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compliant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Compliant
-
شکایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن