ترجمه "concentration" به فارسی
غلظت, تمرکز, توجه بهترین ترجمه های "concentration" به فارسی هستند.
concentration
noun
دستور زبان
The proportion of a substance in a mixture. [..]
-
غلظت
nountype of physical property; the abundance of a constituent divided by the total volume of a mixture
Upir toxin has an extremely high concentration of nitrogen oxide.
سم اوپیر دارای غلظت بسیار بالایی از اکسید نیتروژن هست
-
تمرکز
A good ballboy or ballgirl must be able to concentrate hard and run fast.
یک توپ جمع کن خوب باید بتواند بطور کامل تمرکز کند و به سرعت بدود.
-
توجه
nounBut if you cannot focus and concentrate, these attributes will be wasted.
اما اگر نتوانید توجه و تمرکز داشته باشید، این ویژگیها تلف میشوند.
-
ترجمه های کمتر
- تراکم
- تغلیظ
- تکاثف
- چگاله
- چگالی
- مداومت
- عصاره
- پشتکار
- شیره
- انبوهی
- تمرکز فکر
- توجه کامل
- حواس جمعی
- ماده ی تغلیظ شده
- چگال سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concentration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "concentration" با ترجمه به فارسی
-
دوایر متحد المرکز
-
خوراکهاي پروتئيني · کنستانترههای پروتئینی
-
متمرکزکننده توان خورشید
-
متحد المرکز · هم مرکز
-
تراکم اقتصادی
-
كنستانترههاي دامخوراك · کنستانترهها
-
تمرکزدهنده
-
متمرکز کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن