ترجمه "conching" به فارسی
ورزدادن ترجمه "conching" به فارسی است.
conching
noun
verb
دستور زبان
Present participle of conch. [..]
-
ورزدادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conching" با ترجمه به فارسی
-
(اسطوره ی روم) صدفی که به جای بوق به کار می رفت · (جانور شناسی) نرم تن صدف زی (که در صدف حلزونی قرار دارد و خوراکی است) · صدف · صدف حلزونی · صدف حلزونی (درشت و یکپارچه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن