ترجمه "concierge" به فارسی
نگهدار يا حافظ, دربان, زندانبان بهترین ترجمه های "concierge" به فارسی هستند.
One who attends to the wishes of hotel guests. [..]
-
نگهدار يا حافظ
-
دربان
nounI heard the concierge in the next room emptying my bath.
صدای حرکات دربان را از اطاق مجاور میشنیدم که داشت حمام مرا خالی میکرد.
-
زندانبان
nountell it to the concierge
اينو به زندانبان بگو
-
ترجمه های کمتر
- سرمستخدم
- (در هتل و آپارتمان ها) سرایدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concierge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Surface application from Microsoft where you can create maps and menus for users to navigate, and you can highlight specific locations, such as your venue locations and locations in the surrounding area. Users can browse locations by categories, view the locations on a map, browse the map, and find driving directions to the locations.
"Concierge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Concierge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "concierge"
عباراتی شبیه به "concierge" با ترجمه به فارسی
-
نگهبان تقویم