ترجمه "conciliation" به فارسی
مصالحه, توافق, دلجویی بهترین ترجمه های "conciliation" به فارسی هستند.
conciliation
noun
دستور زبان
The action of bringing peace and harmony; the action of ending strife. [..]
-
مصالحه
nounAn alternative dispute resolution mechanism in which a neutral person meets with the the parties to a dispute and explores how the dispute might be resolved. (source: OAS)
conciliation is first, but if it won't work
اول بايد مصالحه كرد اما اگر كارگر نشد
-
توافق
noun -
دلجویی
-
ترجمه های کمتر
- استمالت
- توافقی
- تصفیه- مصالحه- توافق
- جلب رضایت
- وفق دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conciliation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conciliation" با ترجمه به فارسی
-
(با خوشرفتاری و غیره) جلب محبت کردن · (خشم کسی را) فرو نشاندن · (دو متن را با هم) مقایسه وتلفیق کردن · (قدیمی) آشتی دادن · آرام کردن · آشتی کردن · استمالت کردن · تحبیب کردن · تسکین دادن · خواباندن · دل (کسی را) به دست آوردن · دلجویی کردن · ساکت کردن · سرلطف آوردن · فرو نشاندن · محبوب القلوب کردن · نرم کردن
-
استمالت میز · صلح میز
-
جلب رضایت کننده · شتی دهنده · صلح جو · مصلح · وفق دهنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن