ترجمه "conciliate" به فارسی
خواباندن, (با خوشرفتاری و غیره) جلب محبت کردن, (خشم کسی را) فرو نشاندن بهترین ترجمه های "conciliate" به فارسی هستند.
conciliate
verb
دستور زبان
Make calm and content; placate. [..]
-
خواباندن
verb -
(با خوشرفتاری و غیره) جلب محبت کردن
-
(خشم کسی را) فرو نشاندن
-
ترجمه های کمتر
- (دو متن را با هم) مقایسه وتلفیق کردن
- (قدیمی) آشتی دادن
- آرام کردن
- آشتی کردن
- استمالت کردن
- تحبیب کردن
- تسکین دادن
- دل (کسی را) به دست آوردن
- دلجویی کردن
- ساکت کردن
- سرلطف آوردن
- فرو نشاندن
- محبوب القلوب کردن
- نرم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conciliate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conciliate" با ترجمه به فارسی
-
استمالت میز · صلح میز
-
استمالت · تصفیه- مصالحه- توافق · توافق · توافقی · جلب رضایت · دلجویی · مصالحه · وفق دادن
-
جلب رضایت کننده · شتی دهنده · صلح جو · مصلح · وفق دهنده
-
استمالت · تصفیه- مصالحه- توافق · توافق · توافقی · جلب رضایت · دلجویی · مصالحه · وفق دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن