ترجمه "conchoidal" به فارسی
(کان شناسی) حلزون سان (دارای کوژی و کاوی حلزون مانند), شکننده و صدفی بهترین ترجمه های "conchoidal" به فارسی هستند.
conchoidal
adjective
دستور زبان
(mineralogy) Describing a type of irregular fracture that occurs in materials with no natural plane of separation, such as flint. [..]
-
(کان شناسی) حلزون سان (دارای کوژی و کاوی حلزون مانند)
-
شکننده و صدفی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conchoidal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "conchoidal"
عباراتی شبیه به "conchoidal" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی - هندسه) کانکوئید · منحنی صدفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن