ترجمه "concussive" به فارسی
تکان دهنده, صدمه زننده, ضربت زننده بهترین ترجمه های "concussive" به فارسی هستند.
concussive
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or causing concussion [..]
-
تکان دهنده
-
صدمه زننده
-
ضربت زننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concussive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "concussive" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) دچار ضربه ی مغزی کردن · آسیب مغزی وارد آوردن · ضربه زدن
-
(پزشکی) ضربه ی مغزی · آسیب مغزی · به هم خوردن (به طور شدید) · تکان شدید · صدمه · ضربه · ضغطه
-
(پزشکی) ضربه ی مغزی · آسیب مغزی · به هم خوردن (به طور شدید) · تکان شدید · صدمه · ضربه · ضغطه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن