ترجمه "concussion" به فارسی

ضربه, صدمه, ضغطه بهترین ترجمه های "concussion" به فارسی هستند.

concussion noun دستور زبان

an injury to part of the body, most especially the brain, caused by a violent blow, followed by loss of function [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضربه

    I know that I don't have a concussion.

    اينو ميدونم که ضربه بدي به سرم وارد نشده.

  • صدمه

    noun

    The bad news, he has a concussion and a slipped disk.

    خبر بد اون صدمه ديده و کمرش آسيب ديده

  • ضغطه

  • ترجمه های کمتر

    • (پزشکی) ضربه ی مغزی
    • آسیب مغزی
    • به هم خوردن (به طور شدید)
    • تکان شدید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concussion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "concussion" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) دچار ضربه ی مغزی کردن · آسیب مغزی وارد آوردن · ضربه زدن
  • تکان دهنده · صدمه زننده · ضربت زننده
اضافه کردن

ترجمه های "concussion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه