ترجمه "condemnable" به فارسی

جنایی, شایان سرزنش, قابل اعتراض بهترین ترجمه های "condemnable" به فارسی هستند.

condemnable adjective دستور زبان

Deserving of condemnation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنایی

    adjective
  • شایان سرزنش

  • قابل اعتراض

  • ترجمه های کمتر

    • محکوم شدنی
    • محکوم کردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " condemnable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "condemnable" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) محکوم کردن · (در مورد ساختمان غیر قابل سکنی) کلنگی اعلام کردن · (سخت) نکوهش کردن · (مجازی) محکوم شمردن · (ملک خصوصی را برای مصارف عام المنفعه به قیمت روز) خریدن · (پهلوی) ایراختن · تخطئه کردن · تصاحب کردن · تقبیح کردن · حکم خرابی صادر کردن · دادباخته کردن · رسوا کردن · سرزنش (شدید) کردن · محکوم به خراب شدن کردن · محکوم کردن · مردود شمردن · مصادره کردن · مقصر شناختن · مقصر قلمداد کردن · مورد استیضاح و بازخواست قراردادن
  • تقصیر · جمله · حکم · دادباختگی · سرزنش · علت محکومیت · مجرمیت · محکومیت · مردودشماری · نفرت · نکوهش · گناه
  • محکوم
  • (حقوق) محکوم کردن · (در مورد ساختمان غیر قابل سکنی) کلنگی اعلام کردن · (سخت) نکوهش کردن · (مجازی) محکوم شمردن · (ملک خصوصی را برای مصارف عام المنفعه به قیمت روز) خریدن · (پهلوی) ایراختن · تخطئه کردن · تصاحب کردن · تقبیح کردن · حکم خرابی صادر کردن · دادباخته کردن · رسوا کردن · سرزنش (شدید) کردن · محکوم به خراب شدن کردن · محکوم کردن · مردود شمردن · مصادره کردن · مقصر شناختن · مقصر قلمداد کردن · مورد استیضاح و بازخواست قراردادن
اضافه کردن

ترجمه های "condemnable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه