ترجمه "conditionality" به فارسی
شرطی بودن, صورت شرطی, مشروط بودن بهترین ترجمه های "conditionality" به فارسی هستند.
conditionality
noun
دستور زبان
(uncountable) A state of being subject to conditions. [..]
-
شرطی بودن
-
صورت شرطی
-
مشروط بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conditionality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conditionality" با ترجمه به فارسی
-
دستگاههای تهويه مطبوع
-
بهسازهای فیزیکی خاک · عملآورندههای خاک
-
آمادهکنندههای علوفه · عملآورندههای علوفه
-
مربّی
-
دستگاه تهویه ی مطبوع · کولر · کولر گازی
-
بشرط · بطورمشروط یامقید
-
علفچینهای خشککن
-
آمادهکنندههای علوفه · عملآورندههای علوفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن