ترجمه "conditioner" به فارسی
مربّی ترجمه "conditioner" به فارسی است.
conditioner
noun
دستور زبان
anything that improves the condition of something [..]
-
مربّی
Someone who trains athletes.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conditioner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conditioner" با ترجمه به فارسی
-
دستگاههای تهويه مطبوع
-
بهسازهای فیزیکی خاک · عملآورندههای خاک
-
آمادهکنندههای علوفه · عملآورندههای علوفه
-
دستگاه تهویه ی مطبوع · کولر · کولر گازی
-
بشرط · بطورمشروط یامقید
-
علفچینهای خشککن
-
آمادهکنندههای علوفه · عملآورندههای علوفه
-
شرطی بودن · صورت شرطی · مشروط بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن