ترجمه "conditioned" به فارسی
(دارای شرایط) دلخواه, آماده, خوگرفته بهترین ترجمه های "conditioned" به فارسی هستند.
conditioned
adjective
verb
Simple past tense and past participle of condition. [..]
-
(دارای شرایط) دلخواه
-
آماده
adjectiveall the conditions are there for the major storm
همه شرايط براي يک گردباد آماده ست
-
خوگرفته
-
ترجمه های کمتر
- دارای بازتاب شرطی
- دارای قید و شرط
- شرطی
- عادت کرده
- عادتی
- مشروط
- مقید
- ورزیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conditioned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conditioned" با ترجمه به فارسی
-
استاندارد دما و فشار
-
تجهيزات تهويه مطبوع
-
شرایط کاری
-
(با تهویه ی مطبوع) خنک کردن · خنک سازی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن