ترجمه "conducive" به فارسی
سودمند, موجب, باعث بهترین ترجمه های "conducive" به فارسی هستند.
conducive
adjective
دستور زبان
Tending to contribute to, encourage, or bring about some result. [..]
-
سودمند
adjectiveas our separation will conduce to his benefit;
مفارقت ما برای او سودمند است و به نفع اوست
-
موجب
-
باعث
which could conduce to place the Martins under proper subordination in her fancy.
همین باعث شد مارتینها در افکار او عملاً جای کمتری اشغال کنند.
-
ترجمه های کمتر
- (با: to) منجر (شونده)
- - آور
- منجر شونده
- کمک کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conducive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conducive" با ترجمه به فارسی
-
منتهی شدن به · منجر شدن به · هدایت شدن به · کشیده شدن به · کمک کردن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن