ترجمه "conductance" به فارسی

رسانش, (برق و گرما) رسانایی, ضریب رسانایی بهترین ترجمه های "conductance" به فارسی هستند.

conductance noun دستور زبان

(physics) A measure of the ability of a body to conduct electricity; the reciprocal of its resistance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسانش

    but also as a word through bone conduction.

    بلکه به صورت واژهاى از طريق رسانش استخوانی هم میشنود.

  • (برق و گرما) رسانایی

  • ضریب رسانایی

  • ترجمه های کمتر

    • قابلیت هدایت
    • میزان هدایت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conductance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conductance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conductance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه