ترجمه "conductible" به فارسی
انتقال پذیر, قابل هدایت بهترین ترجمه های "conductible" به فارسی هستند.
conductible
adjective
دستور زبان
Able to conduct [..]
-
انتقال پذیر
-
قابل هدایت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conductible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conductible" با ترجمه به فارسی
-
نظام نامه اخلاقی، آیین رفتار و کردار حرفه ای
-
زبان پریشی رسانشی
-
هدایت کردن، ادراه کردن
-
آئین اخلاقی
-
برقرسانندگي · رسانايى الکتريکى · رسانندگی الکتریکی · مقاومت الکتريکی · هدایت الکتریکی
-
بلوک قلبی
-
قابلیت هدایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن